تاريخ : یکشنبه نوزدهم آذر 1391 | 21:16 | نویسنده : manager |

 

تاريخ : دوشنبه سیزدهم آذر 1391 | 23:25 | نویسنده : manager |
 

. خزان نامه ... شاعر : م. آزاد

من متولدِ پاييزم،

فصل ِ زردی

فصل ِ بادِ وحشی

فصل ِ شاعرهای پير

فصل ِ نقاشان بی نظير

کس چه می داند!

شايدم بس دلگير!!

 

.

راستي چه کسی می گفت؟

« زندگی تر شدن پی در پی در حوضچه اکنون است »

گويا سهراب هم تر شده بود...!

 

 

من متولد پاييزم

فصل ِ دلسردی عشق

فصل ِ افتادن ِ برگ

فصل ِ تولد ِ رنگ!

 

و تـــو هم، متولد پاييز

تو هم ســرد!

تو هم بــاد!

من متولد پائيزم

فصل ديدن رنگ در بعد نگاه

فصل آرامش دل

فصل غوغای نگاه!

فصل خواهش

 

فصل سايه

فصل باران

بـــاران!

 



تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | 15:52 | نویسنده : e.eskandarpour |
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﭼﻪ ﺣﺲ ﻣﺸﺘﺮﮐﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﻦ ﻭ ﺧﺪﺍ ..
ﺍﻭ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻢ ...
" ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ



تاريخ : یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 | 2:31 | نویسنده : جلال |

 

پروردگارا 

             

داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم

                            

چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.



تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد 1393 | 12:59 | نویسنده : farzad |
 "رفتن" ! رفتن که بهانه نميخواهد ، يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ... رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى ! "ماندن" ! ماندن اما بهانه مى خواهد ، دستى گرم، نگاهى مهربان، دوستت دارمهايى که مى شنوى ا يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ... وقتى بخواهى بمانى ، حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ... ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت ! آرى ، آمدن دليل مى خواهد ماندن بهانه و رفتن هيچکدام ...... "سهراب سپهرى"

تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 1:3 | نویسنده : جلال |

بعضی اتفاقای خوب

اینقدر دیر میفتن

که باید روو به آسمون کنی و بگی:

وقتش گذشت , بیخیال



تاريخ : دوشنبه نهم تیر 1393 | 21:30 | نویسنده : farzad |

پرونده:House sparrowIII.jpg

به هر آسمان زلالي شك دارد

گنجشكي كه

با سر به شيشه خورده است...


موضوعات مرتبط: دل نوشته

تاريخ : سه شنبه سوم تیر 1393 | 18:51 | نویسنده : farzad |

 ساکار

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت

نوبت به ما که رسید قلم افتاد…

دیگر هیچ ننوشت!

خط تیره گذاشت و گفت:

تو باش اسیر سرنوشت…


موضوعات مرتبط: دل نوشته

تاريخ : سه شنبه سوم تیر 1393 | 18:37 | نویسنده : farzad |

سلامتي پسري که ...

با چشم هاي خيس وارد ساندويچــــي بغل

"تالارعروسـيشد و گفت: ...

امشب عروسي " عشقمه " , بنـدري بذار


موضوعات مرتبط: دل نوشته

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | 23:24 | نویسنده : manager |
بسته راهِ نفسم ، بغضُ و دِلم شعلهِ وَر است چون يتيمي که به او، فُحشِ پدر داده کسي... "مهدي اخوان ثالث"


موضوعات مرتبط: دل نوشته

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | 23:20 | نویسنده : manager |
خدمت دوستای غیر ترک زبان:

سن یارمن قاصدسن ایلن سن چای دمیشم—-

تو قاصد یارم هستی بنشین برایت چای اماده کرده ام

***********

خیالنی گوندربدی بس که من اخ وای دمیشم—

خیالش را فرستاده بس که من اخ و وای گفته ام

***********

آخ گجلر یاتمامشام من سن لای لای دمیشم—

ای چه شبها که نخوابیدم و به تولالایی گفته ام

***********

سن یاتالی من گوزوم اولدوزلار سای دمیشم—

تو وقتی خوابیدی من به چشم هایم گفتم که ستاره ها را بشمارد

***********

هرکس سنه اولدوز دیه اوزوم سنه آی دمیشم—

هرکس به توستاره بگوید خودم به تو ماه گفته ام

***********

سننن سورا حیات من شیرین دسه زای دمیشم—

هرکس زندگی را شیرین بداند، بعد از تو من زندگی را تلخ می دانم

***********

هر گوزلدن بیر گول آلب سن گوزل پای دمیشم—

از هر زیبا روی شاخه ای گل گرفته و به تو زیبا روی هدیه داده ام

***********

سنین گون تک باتماغیوی آی باتانا تای دمیشم—

غروب خورشید وار تو را من مثل غروب ماه می دانم

***********

ایندی یایا قش دیرم سابق قیشا یای دمیشم—

سابق زمستان را چو تابستان می دانستم ولی حالا تابستان را زمستان می دانم

( کنایه از پیر شدن است)

***********

گه تویوو یاد سالب من دلی نای نای دمیشم—

گاها عروسی تو را به خاطر اورده و من دیوانه نای نای کفته ام

***********

سونرا گین یاس باتب اغلار های های دمیشم—

بعدا دوباره غمگین شده و های های گریه کرده ام

***********

عمر سورن من قارا گون آخ دمیشم وای دمیشم—

من سیاه بخت که عمر سپری می کنم آخ و و ای گفته ام


موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 | 19:48 | نویسنده : جلال |
                                                                  قاصد 
 
 
شهریار
 

ســـن یاریمین قاصدی سـن

ایلش ســنه چــــای دئمیشم

خـــیالینی گــــوندریب دیــــر

بسکی من آخ ، وای دئمیشم

آخ گئجه لَـــر یاتمـــــامیشام

مــن سنه لای ، لای دئمیشم

ســـن یاتالــی ، مـن گوزومه

اولـــدوزلاری ســـای دئمیشم

هــر کـــس سنه اولدوز دییه

اوزوم ســــــــــنه آی دئمیشم

سننن ســـورا ، حــــیاته من

شـیرین دئسه ، زای دئمیشم

هــر گوزلدن بیــر گـــول آلیب

ســن گـــوزه له پای دئمیشم

سنین گـــون تــک باتماغیوی

آی بـــاتـــانـــا تــــای دئمیشم

اینــدی یــایــا قــــیش دئییرم

ســـابق قیشا ، یای دئمیشم

گــاه تــوییوی یاده ســــالیب

من ده لی ، نای نای دئمیشم

ســونــــرا گئنه یاســه باتیب

آغــــلاری های های دئمیشم

عمـــره ســورن من قره گون

آخ دئــمــیشم ، وای دئمیشم

 

موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : شنبه بیستم اردیبهشت 1393 | 10:55 | نویسنده : جلال |



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 20:49 | نویسنده : e.eskandarpour |
افسران - نامه شهید علی خلیلی می باشد که ۱۵ روز قبل از شهادتش خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است.



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 20:37 | نویسنده : e.eskandarpour |

دلم کمی خدا میخواهد... کمی سکوت... کمی دل بریدن... کمی اشک :کمی بهت... کمی آغوش آسمانی! کمی دور شدن از آدمها! کمی رسیدن به خدا

----------------------------------------------------

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو به هم چسبیده...
هر کداممان را که می کندند، آن یکی هم بیرون میزد از زندگی...
حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد!

----------------------------------------------------

به سلامتی رفیقی که وقتی دیدماخرابیم... تعمیرمون کردولی تعویضمون نکرد.!!!!!!!!



موضوعات مرتبط: دل نوشته

تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 13:27 | نویسنده : farshid.k |

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار ...
خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشتها
خوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش بحال غنچه‌های نیمه باز
خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بحالِ جانِ لبریز از شراب
خوش بحالِ آفتاب ...
ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌پوشی به کام 
باده رنگین نمی‌نوشی ز جام 
نقل و سبزه در میانِ سفره نیست 
جامت از آن می که می‌باید تهی است 
ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار...
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ 

با ارزوی سالی پر از سلامتی و خیروبرکت برای شما دوستان خوب


شعر نوروزی,اشعار نوروزی



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 21:49 | نویسنده : e.eskandarpour |

سوال پدر شهید هسته ای از رئیس جمهور

چرا روحانی همکاران احمدی روشن را از کار برکنار کرد؟

پدر شهید مصطفی احمدی روشن گفت: از آقای رئیس جمهور بپرسید چرا همکاران فرزندم ، که جریان هسته ای را به این مرحله رساندند از کار برکنار کردید.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 20:32 | نویسنده : e.eskandarpour |

ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت / زهرایی و خورشید غبار قدمت

کی گفته که تو حرم نداری بانو؟ / ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت . . .



تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 20:28 | نویسنده : e.eskandarpour |
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: کسی که یک شبانه روز از بیماری پرستاری کند، خداوند او را با ابراهیم خلیل (ع) محشور خواهد کرد و او همانند برق خیره کننده و درخشان از صراط عبور می‏کند

روز پرستار مبارک  


موضوعات مرتبط: پرستاری

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 | 21:32 | نویسنده : e.eskandarpour |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.